<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>

<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
	<channel>
		<title>( بهشهر ) Behshahr</title>
		<link>http://www.behshahriha.ir/</link>
		<description>Virtual Society of Behshahr - انجمن مجازی بهشهر</description>
		<language>fa</language>
		<lastBuildDate>Thu, 09 Sep 2010 13:31:02 GMT</lastBuildDate>
		<generator>vBulletin</generator>
		<ttl>60</ttl>
		<image>
			<url>http://www.behshahriha.ir/images/misc/rss.png</url>
			<title>( بهشهر ) Behshahr</title>
			<link>http://www.behshahriha.ir/</link>
		</image>
		<item>
			<title><![CDATA[فوق حیرت انگیز: "معجزه کلمات در قرآن"]]></title>
			<link>http://www.behshahriha.ir/showthread.php?7481-فوق-حیرت-انگیز-quot-معجزه-کلمات-در-قرآن-quot&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 09:15:57 GMT</pubDate>
			<description>تعداد تکرار کلمات در قرآن!! 
 
دنیا:115                     ***                   آخرت:115 
ملائکه:88                   ***                  ...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>تعداد تکرار کلمات در قرآن!!<br />
<br />
دنیا:115                     ***                   آخرت:115<br />
ملائکه:88                   ***                   شیاطین:88<br />
زندگی:145                 ***                   مرگ:145<br />
سود:50                     ***                   زیان:50<br />
ملت:50                      ***                  پیامبران:50<br />
ابلیس(پادشاه شیاطین):11 ***            پناه جویی از شر ابلیس:11<br />
مصیبت:75                        ***            شکر:75<br />
صدقه:73                          ***             رضایت:73<br />
فریب خوردگان:17               ***            مردگان:17<br />
مسلمین:41                     ***            جهاد:41<br />
جادو:60                           ***             فتنه:60<br />
زکات:32                          ***             برکت:32<br />
ذهن:49                           ***            نور:49<br />
زبان:25                            ***            موعظه:25<br />
آرزو:8                               ***            ترس:8<br />
آشکارا سخن گفتن:18       ***             تبلیغ کردن:18<br />
سختی:114                     ***             صبر:114<br />
محمد:4                           ***             شریعت:4<br />
مرد:24                            ***             زن:24<br />
<br />
   و نیز جالب خواهد بود به دفعاتی که کلمات زیر در قرآن ظاهر شده اند نگاهی ببیندازیم:<br />
                                <br />
                                نماز:5 مرتبه (چند نماز در شبانه روز میخوانیم!)<br />
                                ماه:12 ماه (چند ماه در یک سال داریم!)  <br />
                                روز:365 روز (چند روز در یک سال وجود دارد!)<br />
<br />
امید است با استعانت از این کتاب آسمانی بتوانیم به تعالیم کامل دین مبین اسلام درست عمل کنیم و انسان زندگی کنیم........<br />
                                                                                                                              ان شاءالله...</div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.behshahriha.ir/forumdisplay.php?53-دانستنی-ها">دانستنی ها</category>
			<dc:creator>fati topoli</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.behshahriha.ir/showthread.php?7481-فوق-حیرت-انگیز-quot-معجزه-کلمات-در-قرآن-quot</guid>
		</item>
		<item>
			<title>Linkin park</title>
			<link>http://www.behshahriha.ir/showthread.php?7480-Linkin-park&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Mon, 06 Sep 2010 15:09:49 GMT</pubDate>
			<description>سلام دوستان 
این چند تا آهنگ اگه لینک مستقیمش رو دارین بفرستین: 
The Catalyst 
No roads left 
Papercut 
In the end 
valentines day 
leave out all the...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>سلام دوستان<br />
این چند تا آهنگ اگه لینک مستقیمش رو دارین بفرستین:<br />
The Catalyst<br />
No roads left<br />
Papercut<br />
In the end<br />
valentines day<br />
leave out all the rest<br />
Pushing me away<br />
Numb<br />
مرسی :)</div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.behshahriha.ir/forumdisplay.php?36-آهنگ-های-درخواستی">آهنگ های درخواستی</category>
			<dc:creator>saeid_constantin</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.behshahriha.ir/showthread.php?7480-Linkin-park</guid>
		</item>
		<item>
			<title>درباره تائو تِ چینگ</title>
			<link>http://www.behshahriha.ir/showthread.php?7479-درباره-تائو-تِ-چینگ&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Mon, 06 Sep 2010 15:09:20 GMT</pubDate>
			<description>سلام 
اینو یکی از دوستام برام فرستاده، دستش درد نکنه، منم به آقا علیرضا قول داده بودم که ازین تاپیکا بزنم:2lxe53l: 
تائوتِ  چینگ یا دائو دِجینگ،یک...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>سلام<br />
اینو یکی از دوستام برام فرستاده، دستش درد نکنه، منم به آقا علیرضا قول داده بودم که ازین تاپیکا بزنم:2lxe53l:<br />
<div align="right"><div align="right"><font color="royalblue"><font face="b yekan">تائوتِ  چینگ یا دائو دِجینگ،یک متن کهن چینی با قدمتی  بیش  از 2000  سال است .</font></font></div></div> <div align="right"><div align="right"><font color="royalblue"><font face="b yekan">این  اثر کوتاه  اما بسیار ژرف ،در طول سالیان ،بر فرهنگ ، تمدن و اندیشه ی  چینیان </font></font></div></div>  <div align="right"><div align="right"><font color="royalblue"><font face="b yekan">و  بسیاری از کشورهای مرتبط با آنها تاثیر بسیار عمیقی  گذارده است،به طوری که   </font></font></div></div> <div align="right"><div align="right"><font color="royalblue"><font face="b yekan">بسیاری  آن را  روح و جان چینیان نامیده اند . تائو که به معنای</font></font><font color="royalblue"><font face="times new roman">&quot;راه&quot;</font></font><font color="royalblue"><font face="b yekan"> و </font></font><font color="royalblue">&quot;طریقت&quot; است ،</font></div></div> <div align="right"><div align="right"><font color="royalblue"><font face="b yekan">عصاره  و مفهوم  اصلی تائوتِ چینگ می باشد و سرچشمه ی اندیشه و مکتب تائوئیسم .</font></font></div></div>  <div align="right"><div align="right"><font color="royalblue"><font face="b yekan">نگارش  این متن کهن را به لائوتزو یا لائو دزو نسبت می دهند  که درحدود 600 سال  قبل از </font></font></div></div> <div align="right"><div align="right"><font color="royalblue"><font face="b yekan">میلاد  مسیح و  همزمان با کنفوسیوس می زیسته است . لائوتزو که به معنای مرشد پیر  ویا </font></font></div></div>  <div align="right"><div align="right"><font color="royalblue"><font face="b yekan">استاد  پیر است ، لقبی بوده که به فرزانه ی چینی داده  اند.براساس مدارک تاریخی ،</font></font></div></div> <div align="right"><div align="right"><font color="royalblue"><font face="b yekan"> او  تارخ نگار  و کتاب دار دربار امپراطوری  &quot;جو&quot;  بوده  است و آن چه </font></font></div></div>  <div align="right"><div align="right"><font color="royalblue"><font face="b yekan">از  او باقی مانده تائوتِ چینگ است؛ راهنمای هنر زندگی           و            خرد ناب....</font></font></div></div> <div align="right"><div align="right"><font color="royalblue"><font face="b  yekan">همچنین  در روایات آمده که لائو تزو به دلیل زندگی ساده و هماهنگ با  طبیعت که  همانا </font></font></div></div> <div align="right"><font color="royalblue"><font face="b yekan">پیام  تائوست ،  عمری دراز در حدود 160تا200سال داشته  است....</font></font></div></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.behshahriha.ir/forumdisplay.php?53-دانستنی-ها">دانستنی ها</category>
			<dc:creator>saeid_constantin</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.behshahriha.ir/showthread.php?7479-درباره-تائو-تِ-چینگ</guid>
		</item>
		<item>
			<title>howking_god_did_not_create_universe</title>
			<link>http://www.behshahriha.ir/showthread.php?7478-howking_god_did_not_create_universe&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Sat, 04 Sep 2010 17:19:14 GMT</pubDate>
			<description>استيفن هاوکينگ فيزيکدان برجسته بريتانيايی در کتاب تازه خود مدعی می شود که خدا عالم و کهکشان را نيافريده و «انفجار بزرگ کهکشانی » که بسياری از سياره و...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>استيفن هاوکينگ فيزيکدان برجسته بريتانيايی در کتاب تازه خود مدعی می شود که خدا عالم و کهکشان را نيافريده و «انفجار بزرگ کهکشانی » که بسياری از سياره و ستارگان بر اثر آن بوجود آمده اند، نتيجه و پيامد قوانين فيزيک است.<br />
<br />
نام اين کتاب « طرح عظيم » است و استيفن هاوکينگ آنرا همراه فيزيکدان آمريکايی لئونارد ميلودينو نوشته است. در اين کتاب استدلال می شود که وجود فرضيه های گوناگون و اکتشافات جديد ثابت می کند که جهان هستی يک خالق ندارد.<br />
<br />
روزنامه تايمز چاپ لندن بخشهايی از اين کتاب را منتشر کرده که در قسمتی از آن پروفسور هاوکينگ می نويسد:« چون قوانين جديد فيزيک مثل جاذبه وجود دارند کهکشان می تواند خود را از هيچ بسازد. روند خلق بدون مقدمه و يکباره دليل وجود کهکشان و هستی ما است . هيچ ضرورتی ندارد که خداوند را برنامه ريز و مسئول آن آفرينش بدانيم.»<br />
<br />
استيفن هاوکينگ که اکنون ۶۸ ساله است از سال ۱۹۸۸ با کتابی تحت عنوان « تاريخ خلاصه ای از زمان» که توضيحی در مورد پيدايش عالم هستی بود به شهرت رسيد. در عين حال وی در عرصه فيزيک کوانتوم و کهکشان شناسی مطالعات گسترده ای دارد و از جمله صاحبنظران برجسته اين علوم است.<br />
<br />
اظهار نظرهای جديد پروفسور هاوکينگ در کتاب تازه خود نشان می دهد که وی ديدگاههای قبلی خود در مورد آفرينش و دين را کنار گذاشته است.<br />
<br />
او سابقا در کتاب « خلاصه ای از تاريخ زمان » نوشته بود که قوانين فيزيک ثابت می کند که اصلا لزومی ندارد که خدا را در مسئله آفرينش کهکشان دخالت داد. وی معتقد بود:« اگر ما يک فرضيه همه جانبه و کامل را در مورد پيدايش عالم کشف کنيم اين مهمترين پيروزی انسان خواهد بود چون ما قادر خواهيم بود که درون ذهن خدا را بشناسيم»<br />
<br />
به نوشته روزنامه تايمز چاپ لندن هاوکينگ در کتاب تازه خود می گويد که کشفيات سال ۱۹۹۲ که نشان داد سياره های ديگری وجود دارند که به دور ستاره ای غير از خورشيد می چرخند فرضيه اسحاق نيوتن در مورد آفرينش کهکشان توسط خدا را مورد ترديد قرار داد.<br />
<br />
هاوکينگ در بخشی از کتاب تازه خود می نويسد:« کشف منظومه های ديگر نظير منظومه خورشيدی ثابت کرد که منظومه ما که در برگيرنده يک خورشيد و سياره هايی است که پيرامون آن می چرخند يک پديده منحصر به فرد نيست. اين واقعيت نشان داد که وجود حالت فيزيکی ايده آل بين خورشيد و کره زمين و پيدايش انسان روی کره زمين يک پديده از پيش طراحی شده و دقيق برای موجوديت و رفاه انسان نيست.»<br />
<br />
استيفن هاوکينگ به خاطر ابتلا به بيماری مرگ تدريجی سلسله اعصاب خود سالهاست که در حالت فلج کامل زندگی می کند. سال گذشته او از مقام برجسته علمی خود يعنی رياست بخش رياضيات دانشگاه کمبريج استعفا داد. وی از سال ۱۹۷۹ در اين مقام بوده و يک زمانی اين کرسی علمی در اختيار اسحاق نيوتن بود.<br />
<br />
کتاب جديد استيفن هاوکينگ به نام « طرح عظيم» از هفته آينده وارد بازار خواهد شد.</div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.behshahriha.ir/forumdisplay.php?53-دانستنی-ها">دانستنی ها</category>
			<dc:creator>stillbirth</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.behshahriha.ir/showthread.php?7478-howking_god_did_not_create_universe</guid>
		</item>
		<item>
			<title>مصاحبه ی خواندنی شکیلا با نادر رفیع</title>
			<link>http://www.behshahriha.ir/showthread.php?7476-مصاحبه-ی-خواندنی-شکیلا-با-نادر-رفیع&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Fri, 03 Sep 2010 19:26:09 GMT</pubDate>
			<description>Image: http://adamakechoobi.persiangig.com/Shakila/3.PNG  
  
قطعا اگر به تاریخ موسیقی چهل ساله ی گذشته نگاهی داشته باشیم می بینیم هنرمندان خواننده ی...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><img src="http://adamakechoobi.persiangig.com/Shakila/3.PNG" border="0" alt="" /><br />
 <br />
<i><font face="Tahoma"><font size="3">قطعا اگر به تاریخ موسیقی چهل ساله ی گذشته نگاهی داشته باشیم می بینیم هنرمندان خواننده ی زن چون الهه، هایده، حمیرا، مرضیه، قمر آمدند و در اشاعه ی موسیقی مردمی و سنتی نقش مهمی ایفا کردند اما اگر نگاهی به سی سال گذشتمون بیاندازیم می بینیم متاسفانه در تاریخ موسیقی سنتی و مردمی نشد که خوانندگانی که به عنوان خواننده ی زن بیایند و خوش بدرخشند و عده ی بسیار معدودی بسیار معدودی توانستند امروز به عنوان خوانندگان سنتی و مردمی به دنیای هنر موسیقی راه پیدا کنند و نام شکیل و زیبایی از خودشان به جا بگذارند و با صدای جاودانگی.</font></font></i><br />
<i><font face="Tahoma"><font size="3">گفتم معدودی شاید از انگشتان دست هم حتی از 3 انگشت دست هم تجاوز نکنه..</font></font></i><br />
<i><font face="Tahoma"><font size="3">باید گفت یکی از پدیده هایی که در این راه توانست نام بزرگی از خودش به جای بگذاره شکیلا هست.</font></font></i><br />
<i><font face="Tahoma"><font size="3">خانم شکیلا درود بر شما و خوش آمدید به شبکه ی امید ایران</font></font></i><br />
<font color="#993300"><font face="Tahoma"><font size="3">متشکرم از دعوتتون و از این مقدمه ی زیبا و لطفی که همیشه شما نسبت به من دارید.</font></font></font><br />
 <br />
<i><font face="Tahoma"><font size="3">استدعا می کنم همینطور که می دونید صحبت های من درش تعارف نیست سبک کار من اینه ...</font></font></i><br />
<font color="#993300"><font face="Tahoma"><font size="3">مخصوصا در این برنامه (خنده)</font></font></font><br />
 <br />
<i><font face="Tahoma"><font size="3">خواهش می کنم، و در زمانی که می خواهیم در رابطه با مسئله ی بسیار مهمی که موسیقی باشه صحبت کنیم فکر می کنم جدیت باید بیشتر درش بکار گرفته بشه تا تعارف.. و وقتی که در مقابل شکیلا می نشینیم باید از او سوالاتی داشت چرا که باید به عنوان یک فرد مسئول در موسیقی باید پاسخگوی چنین سوالاتی باشه؛ </font></font></i><br />
<i><font face="Tahoma"><font size="3">از اینجا آغاز کنیم بهتره که چه شد که شکیلا به عشقی که دلبسته راه پیدا کرد.. یا خوانندگی باشه...!؟</font></font></i><br />
<font color="#993300"><font face="Tahoma"><font size="3">من خب از دوران کودکی 4، 5 سالگی می خوندم  در ایران حتی سعی کردم که برم دنبال کار هنری ولی خب می دونید که محیط خیلی مناسب نبود سن من هم کم بود خلاصه نشد تا اینکه انقلاب شد و من برای ادامه تحصیل آمدم امریکا، در امریکا شنیدم که یکی دو تا از این تلویزیون ها شروع به کار کرده بودند تلویزیون های ایرانی، و دنبال کسانی می گشتند که مثل من عشق به خواندن نواختن یا هنرپیشگی حالا  هر نوعی از هنر که داشتند.. گفتم خب شاید بالاخره من به این آرزو برسم، یکی دو بار آمدم در کار هنری باز یه ذره دلزده شدم و به خاطر مسایلی رفتم کنار تا اینکه بالاخره بعد از 7، 8 سالی آمدم که دیگه بمانم که 17 سال میگذره از اون روز..</font></font></font><br />
 <br />
<font size="3"><i><font face="Tahoma">به آمریکا آمدید گویا تحصیلات موسیقی رو دنبال کردید؟</font></i></font><br />
<font size="3"><font color="#993300"><font face="Tahoma">بله رفتم دنبال موسیقی کلاسیک بله تحصیل کردم یک مقدار در این رشته که به درد کارم بخوره و بعدش هم دیگه شروع کردم کار هنری رو تا به الان هم 13 آلبوم از من به بازار آمده..</font></font></font><br />
 <br />
<font size="3"><i><font face="Tahoma">در رابطه با ارائه آلبومهاتون بعدا سوالاتی از شما خواهم داشت؛ اما فرمت کاری شما نحوه ی خواندن و اجرای شما طوریست که زیاد درش تجارت نیست..</font></i></font><br />
<font size="3"><font color="#993300"><font face="Tahoma">اصلا درش تجارت نیست (می خندد) بله صد در صد همینطوره، به خاطر نوع آهنگام هست اصولا کارهایی که هنرمندان اجرا می کنند که از طریق اون می تونند در مهمانی ها عروسی ها و این جور برنامه ها شرکت کنند ملزم بر این است که آهنگهایی که 6×8 هست اجرا کنند، من یکی از دلایلی که 6×8 سعی کردم اجرا نکنم تا همین 3، 4 پیش این بود که اون زمانی که من شروع کردم متاسفانه ریتم    6×8 یه مقدار اسمش بد در رفته بود به خاطر نوع استفاده ای که بعضی از هنرمندان ازش می کردند نوع کلامی که روش می گذاشتند و شده بود موسیقی لس آنجلسی که اون هم البته ادامه پیدا کرده هنوز، اسمی خوبی نداشت و به خاطر نوع اشعاری که من استفاده می کردم اصلا نمی خورد که روی این آهنگ ها آدم مثلا اشعار مولانا رو بگذاره یا حافظ یا شعاری خوب ما، به همین دلیل ریتم 6×8 از کارهای من به کل خارج بود و خب به خاطر نوع اشعاری که انتخاب می کردم یه مقدار طرفدارای خودم رو دستچین کرده بودم همه پسند نبود چون جوون ها متوجه نمی شدند من چی میخونم به خاطر نوع شعرها.. تا اینکه رفته رفته یه سری طرفدار پیدا کردم بعد تصمیم گرفتم توی همین دو سه تا آلبوم گذشتم که سعی کنم جوون ها رو هم بیشتر به کار خودم علاقه مند کنم مجبور شدم یه مقدار شعر ها رو ساده تر و به قولی صمیمانه تر انتخاب کنم که مخصوصا جوونای خارج از ایران بتونن متوجه بشن و رابطه با من برقرار کنند، 6×8 هم دارم الان دو سه تایی که 6×8 هست ولی هنوز اصالت خودش و کلاس خودش رو حفظ کرده، چون ریتم که ایرادی نداره، ریتم نمی تونه بد باشه...</font></font></font><br />
<font size="3"><i><font face="Tahoma">باریکالله</font></i></font><br />
<font size="3"><font color="#993300"><font face="Tahoma">نوع استفاده از اون ریتمه که می تونه کار رو خوب بکنه یا بد کنه، ولی خب الان 6×8 هم دارم در کنسرت ها اجرا می کنم و مردم به وجد میان ولی خب میگم، کلاس خودش رو داره..</font></font></font><br />
 <br />
<font size="3"><i><font face="Tahoma">آیا فکر می کنید با گذشت زمان با آمدن ریتم سریع و تند در موسیقی به موسیقی سنتی ما ضربه ای خورد یا خیر یا باید همینطور موسیقی سنتی ما به همین صورت بمونه و بهش هم دست نخوره.؟</font></i></font><br />
<font size="3"><font color="#993300"><font face="Tahoma">من فکر می کنم موسیقی سنتی ما به چند دلیل باید به همین صورت بمونه برای اینکه کسانی که موسیقی سنتی رو دوست دارند و اکثر کسانی که موسیقی سنتی رو اجرا می کنند حساسیت به خصوصی نسبت به موسیقی سنتی دارند و این حساسیت باعث میشه که اگر بخوایم تغییری درش بدیم اون آدما بهشون بر خواهد خورد، یکی از ایرادهایی که بعضی از کسانی که موسیقی سنتی دوست دارند- چون من یکی دو تا کار کاملا سنتی هم اجرا کردم در آلبومها که فقط تمام سازها سنتی بود احیانا آوازی خونده شده و روی دستگاه ها بوده ولی اکثرا کارهای من یه ترکیبی است از مثلا سه تار و دف و نی باضافه ی سازهای غربی گیتار بیس و کیبورد و جاز- یکی از ایرادهایی که بعضی وقتها دوستانی که سنتی پسندند به من می گرفتن می گفتن چرا اینا رو قاطی کردی بهشون انگار بر می خورد واسه همین کسانی که فقط دنبال کار سنتی اند فکر می کنم که باید توی همون راه بمونن ولی خب میگم من ترکیبی از موزیک پاپ و سنتی رو از همون اول اجرا کردم سبک خودمه، والان هم خب بیشتر داره طرفدار پیدا می کنه، الان میگم جوونها خیلی می شنوم در کنسرت هام می بینم که چقدر جوونها استقبال می کنند و. برای همین فکرمیکنم که موسیقی سنتی که مخصوصا در ایران داره اجرا میشه بهتره که همونطوری دست نخورده بمونه چون طرفدارای مخصوص به خودش رو داره، یا حتی اینجا وقتی آقای شجریان میان سالن هاشون پر میشه، چون مردم دوست دارند برن فقط همون موسیقی رو گوش کنند..</font></font></font><br />
 <br />
<font size="3"><i><font face="Tahoma">فرمودید که بیشتر از چندین آلبوم در طول چند سال فعالیت خودتون ارائه دادید، خب برای خواننده ای که 13 آلبوم ارائه داده در طول 17 سال کار بسیار زیادی بوده، یعنی کارهای زیادی ارائه شده به چه دلیل شکیلا انقدر که آلبوم ارائه داده کنسرتی نداشته، و یا کنسرتی اجرا نکرده؟</font></i></font><br />
<font color="#993300"><font face="Tahoma"><font size="3">...!</font></font></font><br />
<font size="3"><i><font face="Tahoma">سوال سختیه ؟ (با خنده)</font></i></font><br />
<font size="3"><font color="#993300"><font face="Tahoma">نه سوال سختی نیست فکر می کنم یک مقدار اولا وسواسی است که من در کارهام داشتم این وسواس در کنسرت ها هم ادامه پیدا می کنه، سالن هایی که حتما باید سالنی باشه مردم بیان و بنشینن و موسیقی رو گوش بدن، من در هتل هیچ وقت برنامه اجرا نمی کردم چون فکر می کردم وقتی میز و صندلی باشه دیگه مردم می تونند با همدیگه صحبت کنند می تونند از این ور بلند شن برن یه ور دیگه و نمی شینن واقعا موزیک رو اون شعر رو گوش کنند خب به همین دلیل کنسرت گذاران اکثرشون بیشترشون فکر منافع شخصی خودشون هستند، از اون طرف وقتی که در هتل نباشه بخواد حتما آمفی تئاتر باشه مخارج به مراتب میره بالاتر، و فکر می کنم این یکی از دلایلشه، که من کنسرت کمتر داشتم به خاطر وسواسم در نوع سالن...</font></font></font><br />
<font size="3"><i><font face="Tahoma">الان چطور؟</font></i></font><br />
<font size="3"><font color="#993300"><font face="Tahoma">الان یه مقدار وسواسم رو کم کردم برای اینکه مردم که گناهی نکردن مردم دلشون می خواد بیان و برنامه ی من رو ببینن و به همین دلیل مجبورم که به خواسته ی اونها عمل کنم یک مقدار وسواسم رو از نظر کاری یک ذره کم کنم که اون کنسرت گذاره بتونه از من دعوت کنه تا من برم برای مردم او شهر یا کشور برنامه اجرا کنم..</font></font></font><br />
 <br />
<font size="3"><i><font face="Tahoma">یعنی به عبارتی خواسته های یک خواننده میاد در قفسی میمونه به این دلیل که موقعیت اجازه نمیده که اونطور که هست باید باشه..</font></i></font><br />
<font size="3"><font color="#993300"><font face="Tahoma">صد در صد بله، برای اینکه ما که در مملکت خودمون که نیستیم، ما یکی از بد شانس ترین، مردم خارج از ایران رو دارم میگم، حالا داخل ایران نمی دونم ولی ما یکی از بدشانس ترین اقلیت ها هستیم، چون شما مثلا هندی رو می بینید عرب رو می بینید، هر کسی که دیگه ای که خارج از مملکت خودش اگه برنامه اجرا می کنه می تونه بره توی مملکت خودش هم برنامه اجرا کنه ولی ما این اجازه رو نداریم، ما مجبوریم با اقلیتی که خارج از ایران هست بسازیم و یکسری از خواسته بله دقیقا کم میشه، چون باید طبق بودجه ی مردم بودجه ی کنسرت گذار بریم جلو..</font></font></font><br />
 <br />
<font size="3"><i><font face="Tahoma">شکیلا کمتر در گرد همایی ها حضور پیدا می کنه؟</font></i></font><br />
<font size="3"><font color="#993300"><font face="Tahoma">چه نوع گردهمایی؟</font></font></font><br />
 <br />
<font size="3"><i><font face="Tahoma">در گردهمایی هایی که جنبه ی اجتماعی داره یا ... به هر حال حضور شکیلا رو در اجتماع کمتر می بینیم، به چه دلیل هست، آیا یه هنرمند فقط باید در زمانی حضور داشته باشه که خواندن باشه یا نه؟ آیا شکیلا که به هرحال تحصیل کرده ی اینجا هست زبان انگلیسی رو خوب می دونه، سالها در امریکا هست نمی تونه اینجا بنیادی تاسیس کنه، انجمنی تاسیس کنه، یا هر هنرمند دیگری به چه دلیل دیگری به چه دلیل هنرمندان ما از جمله شکیلا سعی می کنند که از حرکت های اجتماعی دور باشند؟</font></i></font><br />
<font size="3"><font color="#993300"><font face="Tahoma">من خب همونجور که خودتون میدونید سن دیه گو زندگی می کنم و اکثر این برنامه های اجتماعی که شما صحبتش رو می کنید در لس آنجلس انجام میشه، آمدن به این گردهمایی ها و برگشتن برای من 6 ساعت در یک روز رانندگیه فقط.. یعنی من برای همین مصاحبه هم که میام دیگه تا دو روز واقعا خوردم، چون سه ساعت بیا و سه ساعت برگرد، و کار مشکلیه، این یک، دوم اینکه در چندتا از این گرد همایی ها شرکت کردم، فکر می کنم که هیچ وقت به اون نتیچه ای که می خوایم نمیرسیم برای اینکه یکیش همین کانون هنرمندانی که سعی کردند درست کنند دوستان، چی شد آخرش؟ ما نمی تونیم متاسفانه همدل و همزبان باشیم همه باهم.. یک حرکتی رو شروع میکنیم تا اواسطش هم میریم جلو و بهم میخوره همه چی، برای همین من تصمیم گرفتم زندگی ساکتم رو ادامه بدم در سن دیه گو در این جور برنامه ها شرکت نکنم و ببینم اون کسانی که شرکت می کنند و چه می کنند، و اگه بودن من واقعا ضروری باشه خودم رو میرسونم هر جور که باشه..!</font></font></font><br />
 <br />
<font size="3"><i><font face="Tahoma">خانم شکیلا به هر حال شما خواننده ی مطرح هستید خواننده ی پر کار هستید، صاحب یک سبک هستید، مسئولیتتون رو در مقابل جامعه چی می بینید؟</font></i></font><br />
<font size="3"><font color="#993300"><font face="Tahoma">مسئولیتم رو فکر می کنم با کارهایی که میدم بیرون تا اونجایی که میتونم دارم انجام میدم، به مردم امید به فردا میدم، در کلامم، به مردم مثبت بودن رو ازشون می خوام، عشق بهم بدن، گذشت داشته باشن، فکر می کنم مسئولیت یک انسان اینه، حالا مهم نیست بسته به کدوم ملیت باشه..!</font></font></font><br />
 <br />
<font size="3"><i><font face="Tahoma">مسئولیت های مردم در قبال هنرمندانشون چیه؟</font></i></font><br />
<font size="3"><font color="#993300"><font face="Tahoma">مسئولیت مردم، مردم که خیلی مسئولیت بزرگی دارند مخصوصا توی این دوره ای که فقط بودن ما و بقای ما دست مردم هست اگر حمایت نکنند از هنرمندانی که دوست دارند ما مجبور میشیم که یواش یواش خودمون رو بکشیم کنار، حمایتشون از خریدن آلبومه، شرکت در برنامه هایی که هنرمندان میزارن، کپی نکردن آلبوم حالا حتی اگه دوست ندارند که بخرند حمایت کنند و کپی نکنند آلبوم رو، چون این کپی کردن واقعا داره صدمه ی بزرگی میزنه به هنر ما.</font></font></font><br />
 <br />
<font size="3"><i><font face="Tahoma">آیا قبول دارید که نقش هنرمندان در جامعه بسیار گیرا هست و بسیار چشمگیر، و میدونید که جامعه می تونه الگوی خودش رو از روی هنرمندانش پیدا بکنه، آیا فکر نمی کنید این کوتاهی هنرمندان به جامعه هست که به خاطر خود بزرگ بینی که در بعضی ها وجود داره باعث یک از هم پاشیدگی شده؟</font></i></font><br />
<font size="3"><font color="#993300"><font face="Tahoma">صدر در صد همینه، خود بینی و اینکه ما متاسفانه البته این نیست که قدر پیش کسوت رو ندونیم ولی بعضی از ما هنرمندان ها واقعا نمی دونیم کجا ایستادیم یعنی دو سه ساله آمدیم در این کار و فکر می کنیم که دیگه الان برای خودمون کسی شدیم و کسی که الان داره 20 میخونه رو فکر میکنیم دیگه حالا مهم نیست، اگر هر کسی جای خودش رو بدونه و احترامی که لازمه به پیشکوستش بزاره این اتفاق نمی افته..!</font></font></font><br />
 <br />
<font size="3"><i><font face="Tahoma">خارج از مسائل خوانندگی دوست دارم به عنوان یه زن ایرانی از شما سوالی داشته باشم، نقش زن در جامعه چی هست؟ تا چه اندازه ای کار ساز است تا چه اندازه ای می تونه در پیشبرد جامعه نقش داشته باشه؟</font></i></font><br />
<font size="3"><font color="#993300"><font face="Tahoma">من فکر می کنم زن نقش، مهمی تری حتی از مرد داره در جامعه ..</font></font></font><br />
<font size="3"><i><font face="Tahoma">عجب (خنده)</font></i></font><br />
<font size="3"><font color="#993300"><font face="Tahoma">برای اینکه شما اگه دقت کنید هم در دنیای امریکایی و هم در ایرانی همیشه گفتن که پشت یه مرد موفق یه زن موفقه، و اصولا چون من فکر می کنم ما وقتی بزرگ میشیم زیر دست مادر بزرگ میشیم و اون حالت به اصطلاح </font></font><font color="#993300"><font face="Tahoma">mother figure</font></font><font color="#993300"><font face="Tahoma"> همیشه چه پسر چه دختر داریم برای خودمون..</font></font></font><br />
 <br />
<font size="3"><i><font face="Tahoma">قطعا بسیاری از جوانان، بسیاری از دختران جوان دوست دارند یک روزی شکیلا بشوند روزی یه خواننده ی زن معروف بشوند، برای رسیدن به این مقام به این هنر چه باید کرد؟ آیا فقط یک صدا کافی هست آیا برای یک زن که قطعا برای وارد شدنش به این کار خیلی سخت تر هست چه کار باید کرد که شکیلای امروز بشوند..؟</font></i></font><br />
<font size="3"><font color="#993300"><font face="Tahoma">برای دوستانی که خارج از ایران هستند کار راحتتره، چون خیلی من ایمیل می گیرم از داخل ایران که دلشون می خواد خواننده بشوند و از من کمک می خوان که چه جوری می تونن از ایران خارج بشن و بیان امریکا و اینجا بتونن خواننده بشن، اون رو من واقعا من کمکی نمی تونم بکنم، ولی برای دوستانی که در ایران زندگی نمی کنند اگه صدای خوب داشته باشند اگه واقعا عاشق این کار باشند موفق میشن، صدای خوب، شخصیت سالم و نوع کارهایی که انتخاب می کنند خوب باشه، حالا نه حتما شعرهای سنگین، نه می تونه با موزیک روز پیش بره ولی میگم جنس صدا قشنگ باشه و استعداد این کار رو داشته باشند و از همه مهمتر بتونند خودشون رو حفظ بکنند وقتی موفق میشن اون ظرفیت محبوبیت و شهرت رو داشته باشند، چون اینه که خیلی ها آمدند و معروف شدند ولی چون ظرفیت نداشتند دیدیم که دیگه ازشون خبری نیست..</font></font></font><br />
 <br />
<font size="3"><i><font face="Tahoma">برای یک خواننده ی جوان وقتی که میاد و به یک شهرتی دست پیدا میکنه، برای حفظ شهرت و بعد محبوبیتش چه راههایی رو باید بره و چه بکنه که در اون مقام بمونه؟ خصوصا برای یه خواننده ی زن که نقش سخت تری داره نسبت به یک خواننده ی مرد باید چه شخصیتی از خودش داشته باشه که بتونه شکیلای امروز باشه؟</font></i></font><br />
<font size="3"><font color="#993300"><font face="Tahoma">من فکر می کنم مخصوصا ما ایرانی ها زن رو خیلی احترام می گذاریم برای واقعا این موجود، و چون احترام میزاریم و چون مادر و خواهر و همسر خودمون رو در قالبش می بینیم دوست داریم که حتما با وقار باشه، من فکر می کنم متانت خودش رو باید یک خانومی که میاد در این کار حفظ کنه، در عین حال که باید کارش پیش بره با مد روز ولی اون متانت و وقار رو حفظ کنه در کارش..! سعی کنه که با مردم یکرو باشه یک رنگ باشه، چون مردم متوجه میشن مردم هنرمندی رو که چیزی که نیست بخواهد بگه هستم خیلی راحت می فهمند و هیچگاه سعی نکنه که به خودش مغرور بشه، مهم هم نیست که به کجا برسه، همیشه یادش باشه که از کجا شروع کرده، و اینکه هر چی درخت پر بارتر باشه خمیده تره.!</font></font></font><br />
 <br />
<font size="3"><i><font face="Tahoma">خانم شکیلا شما در کشورهای مختلف در امریکا برنامه داشتید جامعه ی ایرانی بین این کشورها چقدر فرق می بینید؟</font></i></font><br />
<font size="3"><font color="#993300"><font face="Tahoma">در کنسرت ها خب همیشه همه به من لطف دارند، ولی از لحاظ صمیمت اگر بخواهید سوال کنید، مردم اروپا صمیمی ترند از مردمی که در امریکا میان در برنامه ها دلیلش هم فکر می کنم این هست که در امریکا بیشتر هنرمندان در دسترس اند شاید و در اروپا کمتر.</font></font></font><br />
 <br />
<font size="3"><i><font face="Tahoma">شکیلا در کنسرت های دبی تا به امروز شرکت نکرده چرا؟</font></i></font><br />
<font size="3"><font color="#993300"><font face="Tahoma">راستش نشده تا به حال با شرایطی که من خواستم، موافقت نشده..! دلم هم خیلی می خواد چون دلم می خواد بتونم برای دوستدارانی که از ایران دلشون می خواد من رو ببینند برنامه ای اجرا کنم ولی تا به حال نشده متاسفانه شاید یک روزی این اتفاق بیفته..</font></font></font><br />
<font size="3"><i><font face="Tahoma">ایشاالله که بیفته... .</font></i></font><br />
<font size="3"><font color="#993300"><font face="Tahoma">شایدم قسمت بشه اوضاع ایران عوض شه ما بریم در ایران برنامه اجرا کنیم..</font></font></font><br />
 <br />
<font size="3"><i><font face="Tahoma">به هر حال مردم در هر جای دنیا تشنه ی دیدار شما هستند، اجرای برنامه هاتون، اجرای کنسرتهایی که با صدای شما باید باشه و قطعا صورت خواهد گرفت چرا که نه؟!</font></i></font><br />
<i><font face="Tahoma"><font size="3">شما که صاحب فرزند هستید، تربیت فرزند در امریکا به چه صورتی هست به چه صورتی یک مادر میتونه، چون آشنایی کامل دارم به اینکه تا چه اندازه ای شما از نظر یک مادر صمیمی هستید، به چه صورتی در محیط امریکایی که محیطی بسیار سخت برای بزرگ کردن فرزند هست این رابطه رو میشه به وجود آورد و حفظش کرد؟</font></font></i><br />
<font size="3"><font color="#993300"><font face="Tahoma">دقیقا خیلی هم اینجا بزرگ کردن بچه خیلی سخته، ولی من فکر می کنم عشق دادن و راه درست رو جلوی پاشون گذاشتن و بالای سرشون بودن دائم، یکی از دلایل کم کاریم که شما قبلا پرسیدین این هم بوده چون من تا سه چهار سال پیش که پسر بزرگم دبیرستان می رفت دلم می خواست که تمام مدت بالا سر پسرهام باشم، چون پدرشون که کار می کرد و اگه من هم بنا بود مسافرت یا از منزل دور باشم نگران بودم که اینها چه جور بار خواهند آمد و اول شرط من در زندگی این بوده که مادر خوبی باشم و سعی کردم که بهشون عشق بدم، باهاشون صمیمی باشم باهاشون رفیق باشم، و راه درست و غلط رو جلوشون بگذارم در نهایت اونها هستند که تصمیم می گیرند کدوم راه رو برن و امیدوارم راه درست رو پیش برن تا الان که خدا شکر خوب بوده..!</font></font></font><br />
 <br />
<font size="3"><i><font face="Tahoma">فردای موسیقی ما رو در غربت چطور می بینید؟</font></i></font><br />
<font size="3"><font color="#993300"><font face="Tahoma">فردای موسیقی ما اگر مردم یک مقدار در انتخابشون سعی نکنند که بیشتر وسواس بخرج بدن و هنرمندانی رو حمایت کنند که واقعا هیچ وقت نباید هنرمند می شدند و اگر جلوی کپی کردن از کارهایی که درست داره به بازار میاد هنرمندانی که واقعا لایق این هستند که بخونند اگر اونها رو حمایت نکنند و کارهاشون رو کپی کنند فردایی وجود نخواهد داشت، یعنی واقعا رو به زوال و بیراهه کشیده میشه..</font></font></font><br />
 <br />
<font size="3"><i><font face="Tahoma">چه پیامی دارید برای اونهایی که مشتاقانه نشستند و تصویر شما رو می بینند و طرفدار صدای شما هستند؟</font></i></font><br />
<font size="3"><font color="#993300"><font face="Tahoma">پیام من همیشه برای مردم بخصوص طرفدارانم اینه که همیشه امید داشته باشند به آینده، مثبت فکر کنند، به همدیگه عشق بدن و قدر نعمت هایی که دارند رو بدونند حالا این می تونه پدر مادر باشه، می تونه دوست خوب باشه، می تونه کارشون باشه هر چی که واقعا براشون مهمه قدرش رو بدونن تا زمانی که دارنش، ما ایرانیها یکی از خصوصیت بدمون اینه که همچین که یه نفر رو یه چیزی رو از دست میدیم تازه عزیز میشه برامون مخصوصا در مورد هنرمندها، یعنی تازمانی که هنرمندی رو که داریم قدرش رو نمیدونیم ، حمایت ازش اونطور که باید نمی کنیم و وقتی که از بین میره تازه می فهمیم که چه چیزی رو داشتیم ولی دیگه </font></font><font color="#993300"><font face="Tahoma">to late</font></font><font color="#993300"><font face="Tahoma"> به قول معروف.!</font></font></font><br />
 <br />
<font size="3"><i><font face="Tahoma">خانم شکیلا آرزوی بهترین ها رو برای شما دارم، موفق هستید، آرزوی موفقیت های بیشتری برای شما دارم و خوشحالم که با شخصیتی صحبت کردم که یک شیر زن ایرانی است و در مقام یک مادر در مقام یک خواننده بالحق توانسته مسئولیت خودش رو به نحو احسن انجام بده..!</font></i></font><br />
<font color="#993300"><font face="Tahoma"><font size="3">قربان شما متشکرم.</font></font></font></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.behshahriha.ir/forumdisplay.php?34-آهنگ-های-ایرانی">آهنگ های ایرانی</category>
			<dc:creator>Pastil</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.behshahriha.ir/showthread.php?7476-مصاحبه-ی-خواندنی-شکیلا-با-نادر-رفیع</guid>
		</item>
		<item>
			<title>دانلود فیلم ۲۰۱۰ salt با لینک مستقیم</title>
			<link>http://www.behshahriha.ir/showthread.php?7475-دانلود-فیلم-۲۰۱۰-salt-با-لینک-مستقیم&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Fri, 03 Sep 2010 12:34:05 GMT</pubDate>
			<description>موضوع : اکشن، بخش لینک مستقیم، فیلم 2010، معمایی، هیجانی 
برچسب : 2010، جدید، دانلود، دانلود فیلم 2010 salt با لینک مستقیم، زیرنویس فارسی Salt،...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>موضوع : اکشن، بخش لینک مستقیم، فیلم 2010، معمایی، هیجانی<br />
برچسب : 2010، جدید، دانلود، دانلود فیلم 2010 salt با لینک مستقیم، زیرنویس فارسی Salt، زینویس فارسی سالت، فیلم جدید آنجلینا جولی، لینک مستقیم<br />
<br />
دانلود فیلم  salt  با لینک مستقیم و سرعت بالا از سرور سایت(۷۰۰مگابایت)<br />
<br />
IMDB<br />
<br />
اِوِلین سالت قبل از اینکه به عنوان یک مامور سیا شروع با کار کند قسم میخورد که به کشورش وفادار باشد و برای افتخار کشورش خدمت کند. اما زمانی که به  او اتهام جاسوسی برای روسیه را می‏زنند مجبور می‏شود تا حقانیتش را ثابت کند. او فرار میکند و تمام مهارت ها و تجربیاتش به عنوان یک جاسوس کهنه کار را به کار میگیرد تا از دستگیر شدنش جلوگیری کند ، از جان شوهرش محافظت کند و یک قدم در مسایل از همکارانش در سیا جلو باشد<br />
<br />
سالت : Salt<br />
<br />
کارگردان : Phillip Noyce<br />
<br />
نویسنده :<br />
<br />
Kurt Wimmer<br />
<br />
بازیگران :<br />
<br />
Angelina Jolie …  Evelyn Salt<br />
<br />
Liev Schreiber …  Ted Winter<br />
<br />
Chiwetel Ejiofor …  Peabody<br />
<br />
Daniel Olbrychski …  Orlov<br />
<br />
و……………<br />
<br />
ژانر : اکشن- تریلر<br />
<br />
درجه سنی : PG-13 ( افراد کمتر از ۱۳ باید همراه والدین خود به دیدن فیلم بروند)<br />
<br />
زمان : ۱۰۰دقیقه<br />
<br />
کیفیت Dvdrip<br />
<br />
دانلود لینک مستقیم<br />
<br />
<a href="http://www.30madvd2.com/dlserver/dl/files/salt.dvdrip.WWW.1.30maDVD.COM.part1.rar" target="_blank">http://www.30madvd2.com/dlserver/dl/....COM.part1.rar</a><br />
<a href="http://www.30madvd2.com/dlserver/dl/files/salt.dvdrip.WWW.1.30maDVD.COM.part2.rar" target="_blank">http://www.30madvd2.com/dlserver/dl/....COM.part2.rar</a><br />
<a href="http://www.30madvd2.com/dlserver/dl/files/salt.dvdrip.WWW.1.30maDVD.COM.part3.rar" target="_blank">http://www.30madvd2.com/dlserver/dl/....COM.part3.rar</a><br />
<a href="http://www.30madvd2.com/dlserver/dl/files/salt.dvdrip.WWW.1.30maDVD.COM.part4.rar" target="_blank">http://www.30madvd2.com/dlserver/dl/....COM.part4.rar</a><br />
<br />
زیرنویس فارسی:<br />
<br />
<a href="http://rapidshare.com/files/416232824/Salt.V2.2010.rar" target="_blank">http://rapidshare.com/files/416232824/Salt.V2.2010.rar</a><br />
<br />
غیر مستقیم<br />
<br />
<a href="http://rapidshare.com/files/415154267/backd00red.org.salt_part4.rar" target="_blank">http://rapidshare.com/files/41515426...salt_part4.rar</a><br />
<a href="http://rapidshare.com/files/415154341/backd00red.org.salt_part2.rar" target="_blank">http://rapidshare.com/files/41515434...salt_part2.rar</a><br />
<a href="http://rapidshare.com/files/415154681/backd00red.org.salt_part1.rar" target="_blank">http://rapidshare.com/files/41515468...salt_part1.rar</a><br />
<a href="http://rapidshare.com/files/415154683/backd00red.org.salt_part3.rar" target="_blank">http://rapidshare.com/files/41515468...salt_part3.rar</a></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.behshahriha.ir/forumdisplay.php?93-دانلود-فیلم-و-سریال">دانلود فیلم و سریال</category>
			<dc:creator>mohsen171</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.behshahriha.ir/showthread.php?7475-دانلود-فیلم-۲۰۱۰-salt-با-لینک-مستقیم</guid>
		</item>
		<item>
			<title>EClssII</title>
			<link>http://www.behshahriha.ir/showthread.php?7474-EClssII&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Fri, 03 Sep 2010 07:57:08 GMT</pubDate>
			<description>Patch ECLASS 8106_HD_2010.02.09 
 
Loader ECLASS 8106 
 
 
Information ECLASS 8106 
 
----------------------------------------------------- 
...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>Patch ECLASS 8106_HD_2010.02.09<br />
<br />
Loader ECLASS 8106<br />
<br />
<br />
Information ECLASS 8106<br />
<br />
-----------------------------------------------------<br />
<br />
EclassII V1.2 - 2010 8 10<br />
<br />
Loader ECLASS II<br />
<br />
Information ECLASS II <br />
<br />
<a href="http://eclassii.ir/download.html" target="_blank">http://eclassii.ir/download.html</a></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.behshahriha.ir/forumdisplay.php?115-رسیورها">رسیورها</category>
			<dc:creator>Behshahriha.ir</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.behshahriha.ir/showthread.php?7474-EClssII</guid>
		</item>
		<item>
			<title>سفر 1 روزه به هزارجریب بهشهر</title>
			<link>http://www.behshahriha.ir/showthread.php?7473-سفر-1-روزه-به-هزارجریب-بهشهر&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Fri, 03 Sep 2010 06:20:12 GMT</pubDate>
			<description>جای همه شما خالی</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>جای همه شما خالی</div>


	<div style="padding:10px">

	

	

	
		<fieldset class="fieldset">
			<legend>تصویر پیوست شده</legend>
			<ul>
			<li>
	<img class="inlineimg" src="/jpg.gif" alt="&#1606;&#1608;&#1593; &#1601;&#1575;&#1610;&#1604;: jpg" />
	<a href="http://www.behshahriha.ir/attachment.php?attachmentid=3479&amp;d=1283494461" target="_blank">IMG_1612.jpg&rlm;</a> 
(210.6 کيلو بايت)
</li> <li>
	<img class="inlineimg" src="/jpg.gif" alt="&#1606;&#1608;&#1593; &#1601;&#1575;&#1610;&#1604;: jpg" />
	<a href="http://www.behshahriha.ir/attachment.php?attachmentid=3487&amp;d=1283494568" target="_blank">IMG_1098.jpg&rlm;</a> 
(227.3 کيلو بايت)
</li> <li>
	<img class="inlineimg" src="/jpg.gif" alt="&#1606;&#1608;&#1593; &#1601;&#1575;&#1610;&#1604;: jpg" />
	<a href="http://www.behshahriha.ir/attachment.php?attachmentid=3492&amp;d=1283494642" target="_blank">IMG_1117.jpg&rlm;</a> 
(173.5 کيلو بايت)
</li> <li>
	<img class="inlineimg" src="/jpg.gif" alt="&#1606;&#1608;&#1593; &#1601;&#1575;&#1610;&#1604;: jpg" />
	<a href="http://www.behshahriha.ir/attachment.php?attachmentid=3493&amp;d=1283494650" target="_blank">IMG_1100.jpg&rlm;</a> 
(209.8 کيلو بايت)
</li> <li>
	<img class="inlineimg" src="/jpg.gif" alt="&#1606;&#1608;&#1593; &#1601;&#1575;&#1610;&#1604;: jpg" />
	<a href="http://www.behshahriha.ir/attachment.php?attachmentid=3494&amp;d=1283494653" target="_blank">IMG_1123.jpg&rlm;</a> 
(92.8 کيلو بايت)
</li> 
			</ul>
			</fieldset>
	

	

	</div>
 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.behshahriha.ir/forumdisplay.php?74-اماکن-دیدنی">اماکن دیدنی</category>
			<dc:creator>Alux</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.behshahriha.ir/showthread.php?7473-سفر-1-روزه-به-هزارجریب-بهشهر</guid>
		</item>
		<item>
			<title>گفتگو با دختر امین تارخ در سریال جراحت و همسرش آرش مجیدی</title>
			<link>http://www.behshahriha.ir/showthread.php?7472-گفتگو-با-دختر-امین-تارخ-در-سریال-جراحت-و-همسرش-آرش-مجیدی&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Thu, 02 Sep 2010 10:53:20 GMT</pubDate>
			<description>آرش مجیدی تحصیلات دانشگاهی دارد و بازی را از تئاتر آغاز کرد. او سال گذشته با بازی در نقش پلیس در سریال رستگاران چهره شد و امسال هم یک نقش خاص در...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><font face="Tahoma"><font size="3"><font color="green"><i>آرش مجیدی</i></font> تحصیلات دانشگاهی دارد و بازی را از تئاتر آغاز کرد. او سال گذشته با بازی در نقش پلیس در سریال رستگاران چهره شد و امسال هم یک نقش خاص در سریال «زیر هشت» سیروس مقدم را پذیرفت، نقشی که نشان داد آرش از استعداد بالایی برخوردار است، او هفت سال پیش ازدواج کرده و از همسرش، به عنوان یک همسر واقعی نام می برد.</font></font><br />
<font face="Tahoma"><font size="3">جالب این که همسرش هم بازیگر است، با این که فارغ التحصیل روان شناسی می باشد، اما بازیگری را انتخاب کرده است، البته او قبل از ازدواج با آرش هم به بازیگری می پرداخته است، امسال او را در <font color="red">سریال جراحت و در نقش دختر امین تارخ</font> می بینیم. به همین مناسبت با این زوج به گفتگو نشستیم، <font color="green">آرش مجیدی</font> و <font color="blue">میلیشیا مهدی نژاد،</font> قرارمان در دفتر بابک مانی بود، آرش خودش عکاس حرفه ای است، اما از بابک خیلی تعریف می کرد و در زمان عکاسی با هم مشورت می کردند. این زن و شوهر نمونه بارز یک زوج رویایی هستند، چون که تفاهم هایشان در زندگی خواندنی است که در ادامه این گفتگو همسر آرش به آن پرداخته، آنها می گویند ما یک زوج رویایی هستیم..</font></font><br />
 <br />
 <br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="darkred">آرش مجیدی را بیشتر بشناسید</font></font></font><br />
 <br />
<font face="Tahoma"><font size="3">متولد آباده استان فارس در سال ۱۳۵۳، کارشناسی ادبیات نمایشی و در استان رتبه اول تئاتر را به دست آورده بود. در شوکران بهروز افخمی در نقش برادر عرب نیا بازی کرد، پدرش کارمند ذوب آهن بخش متالوژی بود. فرزند اول خانواده است، عاشق کوهنوردی است، از بالای کوه با پاراگلایدر پایین می آید به همین خاطر همسرش همیشه نگران است. عاشق عکاسی است، به دفتر کارش که می روی عکس های زیبایی که خودش انداخته به چشم می خورد. می گوید: بچه که بودم، دوست داشتم، بزرگ که شدم پارتیزان شوم، از بس فیلم های پارتیزانی می دیدم، فکر می کردم، پارتیزانی یک شغل است.</font></font><br />
<font face="Tahoma"><font size="3">می گوید: آن حکایت بطری آب من در سریال رستگاران، همچنان بازتاب های خود را به همراه دارد.</font></font><br />
 <br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="darkred">چه طور وارد دنیای بازیگری شدید؟ با تجربیات یا تحصیلات آکادمیک؟</font></font></font><br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="blue">مهدی نژاد:</font> من لیسانس روان شناسی عمومی هستم. سال ۷۶ در کانون سینماگران جوان زیرنظر خانم ها امیرسلیمانی، تیرانداز و آقای فروزش آموزش دیدم طی همون دو ماه اول بود که اولین کارم بهم پیشنهاد شد یک سریال بود که رفتم و بعد از اون هم حدود دو سال پشت سر هم کار کردم.</font></font><br />
 <br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="darkred">در این دو سال چه کارهایی کرده اید؟</font></font></font><br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="blue">مهدی نژاد:</font> اولیش سریال «توی خونه» بود که خیلی قدیمی است. سینمایی «ارتفاع پست»، «خانه وحشت» آقای آب پرور و مجموعه مجری – بازیگری خانه مهر برای شبکه سه. بعد از اون ایران نبودم و بعد هم که ازدواج کردم و چون در کارهایم فاصله افتاده بود دیگه برگشت به کار کمی برایم مشکل بود. بعد از اون کار بهم پیشنهاد شد که من قبول نکردم یا اونا قبولم نکردند، تا این که به جراحت رسیدم.</font></font><br />
 <br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="darkred">چه طور جراحت به شما پیشنهاد شد!</font></font></font><br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="blue">مهدی نژاد:</font> آقای رامین مژگانی و فرزین فتحی که دستیار کارگردان بودند با من تماس گرفتند. در سرکار رستگاران قرار شد برای نقشی برم که نشد، از اونجا منو شناختند. برای جراحت وقتی با من تماس گرفتند رفتم و متن را خوندم، اینقدر عالی بود که بعد از هفت سال برگشتم و پذیرفتم.</font></font><br />
 <br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="darkred">آشنایی تون چگونه بود؟ از وادی هنر یا…؟</font></font></font><br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="green">مجیدی:</font> نه، آشنا شدیم و ازدواج کردیم، سال ۸۳٫</font></font><br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="blue">مهدی نژاد:</font> پدرامون زمان بچگی ما با هم کار می کردند. اینو بعد از ازدواج فهمیدیم.(هر دو می خندند)</font></font><br />
 <br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="darkred">و نظرت درباره جراحت؟</font></font></font><br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="blue">مهدی نژاد:</font> کار، کار بسیار خوبی است. متنش را آقای سعید نعمت ا… نوشته اند و به نظرم وقتی واقعیت یه زندگی رو نمایش بدهند بیننده از اون واقعیت می تونه به یه نتیجه خوب برسه، حالا می تونه اون واقعیت تلخ یا شیرین باشه. ولی مهم به نتیجه رسیدن است. زمانی که متن رو می خوندم واقعا احساس می کردم من اگه به عنوان یک بیننده این کار را می دیدم تحسین می کردم. حالا جدای از اون، کارگردانی بسیار خوب آقای عسگرپور هم هست که بسیار صبور بودند.</font></font><br />
 <br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="darkred">آرش جان، از پارسال و رستگاران تا امسال چگونه گذشت؟</font></font></font><br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="green">مجیدی:</font> من یه تله فیلم کار کردم که اون هم نوشته سعید نعمت ا… بود که خیلی هم خوب بود. چند تا کار هم پیشنهاد شد اما بیشتر یا نقش پلیس می خواستند یا فیلمنامه ها خوب نبود و من هم نمی خواهم در ورطه تکرار بیفتم و برایم جذاب نبود که برم توی فضای پلیسی، سعی کردم یه کم فاصله بگیرم.</font></font><br />
 <br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="darkred">بازتاب «عادل» زیر هشت چطور بود؟</font></font></font><br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="blue">مهدی نژاد:</font> خوب بود، یه کم مردم نقشی که قراره روانی بشه را سخت باهاش ارتباط برقرار می کنن. به نظرم چون شخصیت پر ماجرایی داشت مردم دوستش داشتند.</font></font><br />
 <br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="darkred">از ارتباطی که این چند سال بین شما و همسرتون بوده بگید. این که چه تاثیری از هم گرفتید.</font></font></font><br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="green">مجیدی:</font> یکی از بزرگ ترین شانس های من ازدواج بود، جدی می گم. اولا که شرایط روانی این کار رو می دونه. من دنبال یه سری هیجانم مثل کوهنوردی، گلایدرسواری و تازگی ها، پینت بال … که با همه این شخصیت ها همسرم کنار می آد و اجازه رشد هم بهش می ده. معمولا در زنان ایرانی این اتفاق کمتر می افتد. واقعا شانس آوردم که زنم اجازه این فعالیت ها و رشد شخصیت را به من می ده.</font></font><br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="blue">مهدی نژاد:</font> نه با پروازش نه با کوه رفتن و نه با پینت بالش، مشکلی ندارم. آرش هیجان را دوست دارد، گرچه سر پرواز کمی نگرانم.</font></font><br />
 <br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="darkred">شما سر لوکیشن کارهای هم می روید؟</font></font></font><br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="blue">مهدی نژاد:</font> هیچ وقت نرفتم.</font></font><br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="green">مجیدی:</font> من این کار را دوست ندارم. حتی به دوستانم هم هنگام فیلمبرداری سر نمی زنم.</font></font><br />
 <br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="darkred">بیشتر نمی خواهید از ارتباط بین هم و کارتون بگید؟</font></font></font><br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="green">مجیدی:</font> یکی دیگر از شانس های من اینه که همسرم روان شناسه و معتقده هر کسی که کار هنری می کند، احتیاج داره که با یک روان شناس هم مشورت کند و این خیلی به دادم رسید.</font></font><br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="blue">مهدی نژاد:</font> خب بالاخره زندگی مشترک چه با هنرمند چه با هر فرد دیگه ای پستی و بلندی داره. در هیچ زندگی تفاهم وجود نداره، تفاهم یعنی این که یه نفر حرف اون یکی رو به زور قبول کنه. یعنی این که مثلا آرش بیاد بگه من دوست دارم پرواز کردن رو و اگه من هم بگم آره می شه تفاهم، اما باید بتونم با این قضیه کنار بیام که هر انسانی حق آزادی داره و باید از حق خود استفاده کند و باید به هم توجه کنند. اونوقت زندگی می تونه به خوبی ادامه داشته باشد. من در مورد کارهای آرش و اون در مورد کارهای من، با هم تفاهم نداریم! اما همدیگر رو درک می کنیم. هر کس باید به آزادی هایی که داره برسه به شرطی که به زندگی اش لطمه وارد نشه!</font></font><br />
 <br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="darkred">این روان شناسی به درد شما در حوزه سینما خورد؟</font></font></font><br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="blue">مهدی نژاد:</font> بعضی جاها بله.</font></font><br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="green">مجیدی:</font> به درد «عادل» خورده. اتفاقی که برای عادل زیر هشت می افته اینه که یک دوره روانی را طی می کنه و دچار «اسکیزوفرنی» می شه. چه بهتر از این که همسرم یکسری کتاب و فیلم در این زمینه به من معرفی کرد.</font></font><br />
 <br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="darkred">شما زیر هشت را پسندیدید خانم مهدی نژاد؟</font></font></font><br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="blue">مهدی نژاد:</font> خیلی. واقعا کار خوبی بود، برخلاف بعضی ها که می گویند کار تلخی بود من می گویم کار عبرت آموزی بود. توی این کار وقتی کسی به دروغ قسم به قرآن می خوره، حرف مادرش رو گوش نمی کنه و… به مشکل می خوره و می شه از آن عبرت گرفت.</font></font><br />
 <br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="darkred">در حوزه روان شناسی فعالیتی نکردید؟</font></font></font><br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="blue">مهدی نژاد:</font> من یک مدتی با بچه ها در مهدکودک کار کردم، اما نمی تونستم برخلاف این که همه می گفتن، توانایی دارم، اون توانایی رو نداشتم. آدمی نیستم که بخوام پشت میز بنشینم و قید این کار را زدم.</font></font><br />
 <br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="darkred">شهرت را دوست داری؟</font></font></font><br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="green">مجیدی:</font> شهرت یک دردسر است. خیلی خوب است که مردم بشناسنت و بهت احترام بذارن و تو هم احترام بذاری اما این که همیشه توی چشم باشی، زیرذره بین باشی، تو را اذیت می کند. به خصوص جنس آدمی مثل من که خیلی اهل قواعد شهری نیستم، زندگی خودم را دارم و دوست ندارم زیرذره بین باشم. دوست دارم اگر حسش بود بروم قهوه خانه پایین شهر یک چیزی هم بخورم ولی اون موقع اگر همه بشناسنت مجبوری خودت نباشی.</font></font><br />
 <br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="darkred">از سینما زیاد استقبال نمی شود، چرا؟</font></font></font><br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="green">مجیدی:</font> بحث سینما خیلی بحث تلخی است. من می گم صد رحمت به فیلم فارسی. ما قبل از انقلاب یکسری فیلم های بسیار خوب داشتیم که الان هم به اونا افتخار می کنیم، در همه سبک ها… الان بهترین کارگردان های ما از همون فیلم فارسی ها هستند، سینمای حال حاضر ما سینمای مریضی است. سینما باید بفروشد و چرخه اقتصادی اش حرکت کند. اما نه این جوری، سطح کیفی فیلم ها پایین اومده مردم نمی روند که فیلم ببینند و در این شرایط من ترجیح می دم یه تله فیلم خوب بازی کنم تا با یک فیلم بد بیام روی پرده سینما. البته توی همین سینما کارهای خوب هم هست. مثلا من «هیچ» را دیدم، واقعا غافلگیر شدم.</font></font><br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="blue">مهدی نژاد:</font> بعضی از فیلم ها واقعا ارزش ساخته شدن و وقت گذاشتن را نداره. متن خیلی بدی داره و فانتزی است. خانه های دوبلکس آنچنانی، ماشین های آنچنانی، لباس های آنچنانی و… چیزی که برای خیلی از مردم ما ملموس نیست. وقتی برای مردم قابل لمس نباشد برای هیچ کس جذابیتی نداره. به نظر شما چرا بعضی از فیلم ها در زمان خودش و حتی الان اونقدر طرفدار دارد، چون برای مردم قابل لمس بوده است.</font></font><br />
 <br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="darkred">از همدوره ای های دانشگاهی ات کسی در سینما مطرح شده است؟</font></font></font><br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><i>حامد بهداد.</i> حتی ما شش ماه با هم همخانه بودیم! و در دانشگاه آزاد تهران مرکز در چهارراه ولیعصر(عج) درس می خواندیم، <i>حمید گودرزی</i> هم در دانشگاه ما بود.</font></font><br />
 <br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="darkred">اگر فردا یک فیلم یا سریال به شما پیشنهاد شود که نقش زن و شوهر را بازی کنید، قبول می کنید؟</font></font></font><br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="green">مجیدی:</font> فیلمنامه اگر خوب باشد، حتما. اتفاقا بهتر است. وقتی تجربیات زندگی را داری و لمس کرده ای خیلی خوب است.</font></font><br />
 <br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="darkred">اگر سکانسی باشد که روز عروسی شما باشد، چه؟</font></font></font><br />
<font face="Tahoma"><font size="3"><font color="green">مجیدی:</font> من اصلا مراسم عروسی را دوست نداشتم و به خاطر همسرم آن را برگزار کردم. اگر یک بار دیگر ازدواج کنیم، اونم تو فیلم و همه چیز مجانی از آب در بیاید چه ایرادی داره. (همه می خندند)</font></font></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.behshahriha.ir/forumdisplay.php?27-فیلم-،-سینما-و-تئاتر">فیلم ، سینما و تئاتر</category>
			<dc:creator>Pastil</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.behshahriha.ir/showthread.php?7472-گفتگو-با-دختر-امین-تارخ-در-سریال-جراحت-و-همسرش-آرش-مجیدی</guid>
		</item>
		<item>
			<title>غریزه اساسی 2</title>
			<link>http://www.behshahriha.ir/showthread.php?7470-غریزه-اساسی-2&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Wed, 01 Sep 2010 18:24:16 GMT</pubDate>
			<description>*Basic Instinct 2 - 2006* 
  
Image: http://www.affichescinema.com/insc_b/basic_instinct2.jpg  
  
  
  
بازیگران : شارون استون ، دیوید موری سی ،...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div align="center"><font face="tahoma"><b><font size="3">Basic Instinct 2 - 2006</font></b></font></div> <br />
<div align="center"><img src="http://www.affichescinema.com/insc_b/basic_instinct2.jpg" border="0" alt="" /></div> <br />
 <br />
 <br />
<font face="Times New Roman"><font face="Tahoma"><font size="2">بازیگران : <font color="maroon">شارون استون ، دیوید موری سی ، شارلوت رمپلینگ ، دیوید تویلس.</font> </font></font></font><br />
 <br />
<font face="Times New Roman"><font face="Tahoma"><font size="2">در سکانس آغازین فیلم <font color="red">شارون استون</font> همچون سری اول این مجموعه در نقش زنی به نام <font color="red">&quot; کاترین ترامل &quot;</font> در ماشین اسپرت سیاه رنگش با سرعت سرسام آوری در حال حرکت در خیابان های لندن در کنار مردی از ستارگان دنیای فوتبال است. به ناگاه ترامل ماشینش را به سمت گودال تامس می کشاند و این گونه موجبات مرگ ستاره فوتبال را فراهم می آورد. -شارون استون با بازی در نقش ترامل در فیلم اول غریزه اساسی در سال 1992 شهرت خود را با ایفای نقش یک پرنسس و یک نویسنده ی دیوانه که مایکل داگلاس را به پستی می کشاند، تصبیت کرد..- در عوض مداخله پلیس ، ترامل تصمیم می گیرد ذهن یک روانشناس به نام &quot; مایکل گلس &quot; را در اختیار کند.در جلسه دفاع دادگاه، دکتر گلس علیه ترامل شهادت می دهد و از او به عنوان خطر یاد می کند. ترامل متهم شناخته می شود</font></font><br />
<font face="Tahoma"><font size="2">، </font></font><br />
<font face="Tahoma"><font size="2">سپس از این اتهامات مبرا می گردد وتصمیم می گیرد دکتر را تعقیب کند و از او می خواهد که به درمان بیماری او بپردازد ، اما این برخلاف اصول پزشکی است که به درمان بیماری بپردازد که قبلا او را بدنام کرده است..با این حال جلسات درمانی آغاز می شود و این نویسنده که نوشته هایش فقط پیرامون مقوله ی : جنایت ، جنسیت و خشونت است با ذهن دکترش بازی میکند و اینها همه باعث می گردد که روانپزشک با او روابط غیر معقول و جنسی بر قرار کند اما توطئه های ترامل تا جایی ادامه دارد که دکتر را از بین ببرد...!!</font></font><br />
 <br />
<font size="2"><font face="Tahoma">در مورد فیلم <i>غریزه اساسی 2</i> که در ادامه قسمت اول این اثر ساخته شده است شاید در ابتدا تماشاچیان فقط به بهانه ی دیدن شارون استون این الهه ی سک30 که پنجاه سال را هم رد کرده به سینما روی آورده باشند اما چیزی که می توان به وضوح مشاهده کرد این است که که بر خلاف قسمت اول که شاهد فیلمی صرفا با</font><font face="Tahoma">فانتزی های س.ک30 بودیم این بار کارگردان و فیلمنامه نویس جدا از هرگونه بزرگ</font><font face="Tahoma">نمایی به مسائل و ابعاد درونی انسان می پردازد.</font></font><br />
</font><br />
 <br />
<font color="#006600"><font color="#00cc66"><font face="tahoma"><font color="#006600"><img src="http://elijah.persiangig.com/Basicinstinct2%20poster..jpg" border="0" alt="" /></font></font></font></font><br />
 <br />
 <br />
<font color="#006600"><font color="#00cc66"><font face="tahoma"><font color="#006600"><font color="#006600"><font face="Tahoma"><font color="#000000"><font face="Tahoma"><font face="Tahoma">موضوعاتی اعم از حسادت خشم نفرت و </font><font face="Tahoma">درنهایت یک موضوع گیری حرفه ای در برابر ش.ه.و.ت. برخلاف منتقدان غربی که این فیلم </font><font face="Tahoma">و نسخه قبلی اثر را فیلمی ضد مردانه می پندارند در غریزه اساسی 2 شاهد واقعیت های </font><font face="Tahoma">زیادی هستیم. واقعیت های نظیر اینکه همه افراد در درون خود شخصیتی جدا از همه </font><font face="Tahoma">قانونمندی های جامعه دارند و درون ذهن و خیال پردازی های فانتزی و غیر متعارف خود </font><font face="Tahoma">هرگونه قانون و حریم و احترام را زیر پا می گزارند. جمله ای که در یکی از سکانس های </font><font face="Tahoma">فیلم کاترین به روانشناس قانونمند میگوید: تو در درون ذهن خود چند بار با</font><font face="Tahoma">من س.ک3 کردی ... در واقع در این فیلم به نظر، مردان در برابر زنان ضعیف و ناتوان </font><font face="Tahoma">هستند.</font></font></font></font></font></font></font></font></font><br />
 <br />
<font color="#006600"><font color="#00cc66"><font face="tahoma"><font color="#006600"><br />
<font face="tahoma"><font color="#006600"><font face="tahoma"><font color="#006600"><font face="Tahoma"><font face="Tahoma">کاترین ترامل با بازی (<font color="green">شارون استون</font>) نویسنده ای است با شخصیت چند گانه که خود را</font><font face="Tahoma">قدرت مطلق فرض میکند و با هوش و ذکاوت خود قربانیان خود را از میان افرادی انتخاب</font><font face="Tahoma">میکند که ظاهرا انسان های قوی و قانون مندی می باشند اما در بطن این انسان های قوی</font><font face="Tahoma">در درون خود موجودیتی ضعیف تر از انچه که در ظاهر نشان می دهند دارند. دکتر گلاس با</font><font face="Tahoma">بازی (دیوید موریس) نماد و سنبل یکی از همین شخصیت های پوشالی و نماد مرد جامعه</font><font face="Tahoma">امروز غربی می باشد.</font></font></font><br />
 <br />
</font><br />
</font></font><br />
</font></font></font></font><br />
<div align="center"><font color="#00cc66"><font face="tahoma"><font color="#006600"><img src="http://elijah.persiangig.com/Basicinstinct2%20poster...jpg" border="0" alt="" /></font></font></font></div> <br />
<font color="#00cc66"><font face="tahoma"><font color="#006600"><font color="#006600"><font face="Tahoma"><font color="#000000"><font face="Tahoma"><font face="Tahoma">در ادامه جنایات دکتر گلاس و کاترین ترامل با هم در کشتن قربانی بعدی هم فکر هستند </font><font face="Tahoma">دکتر گلاس حالا می داند که چه کسی قاتل است و می داند که چه شخصی قرار است به قتل </font><font face="Tahoma">برسد اما او سکوت می کند و همین سکوت و همکاری نکردن او با پلیس و زیرکی و هوش </font><font face="Tahoma">کاترین ترامل که حالا دکتر گلاس را به عنوان وسیله ای بی ارزش برای تکمیل کردن رمان </font><font face="Tahoma">خود در دست گرفته تبدیل می کند به یک بیمار روانی که این بار در سکانس پایانی فیلم </font><font face="Tahoma"><font color="red">کاترین ترامل (قاتل اصلی)</font> در حالی که آزادانه قدم میزند به عیادت دکتر گلاس که در یک </font><font face="Tahoma">کلینیک و مرکز نگهداری بیماران اعصاب و روان است می اید. در واقع بیماری درونی دکتر </font><font face="Tahoma">گلاس حالا اشکار شده و تمامی قتلها و جرایم کاترین ترامل به گردن دکتر گالاس می</font><font face="Tahoma">افتد</font><font face="Tahoma">.</font></font></font></font></font></font></font></font><br />
 <br />
<font color="#00cc66"><font face="tahoma"><font color="#006600"><br />
<font face="tahoma"><font color="#00cc66"><font face="tahoma"><font color="black"><font face="Tahoma">فیلم البته ضعف هایی هم دارد اما فیلم نامه قوی اش تا حدودی این ضعف ها را پوشانده و در کل و بر خلاف معمول که </font><font face="Tahoma">همیشه قسمت های اول یک فیلم موفقیت آمیز بوده اند اما در دوگانه غریزه اصلی قسمت </font><font face="Tahoma">دوم بسیار بسیار پرقدرت تر از قسمت نخستین ساخته شده است و این بار بر خلاف نسخه </font><font face="Tahoma">قبلی این اثر مخاطب را به فکر کردن وادار می کند. </font></font><br />
<font face="Tahoma"><font color="black">در کل فیلم حاوی مکالمات زشت و مستهجن و در عین حال تحریک آمیز است.. خنده های شیطانی استون می تواند تماشا گران را به دام بیاندازد اما جدای از کشش و جذبه شارون استون در نقش یک موجود شریر و توانایی اش برای تغییر مکالمات بد و ادای حرکات اغواگرایانه ،اشتباهات فراوان و احمقانه ی دکتر گلس همه ی اینها برای تماشاگر بسیار عذاب آور است و به همین خاطر محدودیت سنی دارد.</font></font><br />
</font></font></font><br />
 <br />
<font face="Times New Roman"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Tahoma"><i>در کل به همه ی کسانی که به ژانر جنایی معمایی علاقه دارند و هنوز این فیلم رو ندیدند پیشنهاد 100 درصد میکنم فیلم رو ببینند..!</i></font></font></font></font><br />
<font face="Times New Roman"> <br />
</font></font></font></font></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.behshahriha.ir/forumdisplay.php?94-نقد-و-معرفی-فیلم-های-ایرانی-و-خارجی">نقد و معرفی فیلم های ایرانی و خارجی</category>
			<dc:creator>Pastil</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.behshahriha.ir/showthread.php?7470-غریزه-اساسی-2</guid>
		</item>
		<item>
			<title>وصلت ما از ازل یک وصلت ناجور بود</title>
			<link>http://www.behshahriha.ir/showthread.php?7466-وصلت-ما-از-ازل-یک-وصلت-ناجور-بود&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Sat, 28 Aug 2010 07:41:42 GMT</pubDate>
			<description>وصلت ما از ازل یک وصلت ناجور بود 
من که خود راضی به این وصلت نبودم زور بود 
درس و دانشگاه به کل بی بخارم کرده بود 
بس که بودم سر به زیر و در غذا...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>وصلت ما از ازل یک وصلت ناجور بود<br />
من که خود راضی به این وصلت نبودم زور بود<br />
درس و دانشگاه به کل بی بخارم کرده بود<br />
بس که بودم سر به زیر و در غذا کافور بود<br />
رخت دامادی پدر با زور کرد اندر تنم<br />
گفت باید زن بگیری تو و این دستور بود<br />
چند باری خواستگاری رفته بودم بد نبود<br />
میوه می خوردیم و کلا سور و ساتم جور بود<br />
این یکی گیسو کمند و آن یکی بینی بلند!<br />
این یکی چشم آبی و آن دیگری مو بور بود<br />
سومی هم دو برادر داشت هر جفتش خفن<br />
اولی خرفهم بود و دومی خرزور بود<br />
خانواده گرچه یک اصل مهم در زندگی است<br />
انتخاب اولم باباش مرده شور بود<br />
کیس خوبی بود شخصا، صورتا، فهما، فقط<br />
هشتصد تا سکه مهر خانم مزبور بود<br />
با خودم گفتم که کی داده ... گرفته، بی خیال<br />
حیف از شانس بدم دامادشان مامور بود!<br />
این غزل را توی زندان من سرودم، یک نفس<br />
شاهدم ناصر سه کله یا کرم وافور بود...<br />
زن اخ است و مایه درد و بلا با این وجود<br />
می گرفتم یک زن دیگر اگر مقدور بود</div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.behshahriha.ir/forumdisplay.php?51-طنز-و-سرگرمی">طنز و سرگرمی</category>
			<dc:creator>fati topoli</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.behshahriha.ir/showthread.php?7466-وصلت-ما-از-ازل-یک-وصلت-ناجور-بود</guid>
		</item>
		<item>
			<title>آفرین، به به، هلو یعنی همین</title>
			<link>http://www.behshahriha.ir/showthread.php?7465-آفرین،-به-به،-هلو-یعنی-همین&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Sat, 28 Aug 2010 07:05:04 GMT</pubDate>
			<description>بعد از افطاری ،همین یکشنبه شب 
  
رفته بودم منزل مشتی رجب 
  
در حدود هشت یا نه هفته بود 
  
همسرش از دار دنیا رفته بود 
  
تسلیت گفتم که غمخواری کنم</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>بعد از افطاری ،همین یکشنبه شب<br />
 <br />
رفته بودم منزل مشتی رجب<br />
 <br />
در حدود هشت یا نه هفته بود<br />
 <br />
همسرش از دار دنیا رفته بود<br />
 <br />
تسلیت گفتم که غمخواری کنم<br />
 <br />
این مصیبت دیده را یاری کنم<br />
 <br />
رفت و ظرفی میوه آورد آن عزیز<br />
 <br />
با ادب بگذاشت  آن را روی میز<br />
 <br />
در همین هنگام  آمد خا له اش<br />
 <br />
خاله ی هشتاد یا صد ساله اش<br />
 <br />
او زبان بر حرف و بر صحبت گشود<br />
 <br />
من حواسم پیش ظرف میوه بود<br />
 <br />
در میان حرف او گفتم چنین<br />
 <br />
آفرین ، به به ،هلو یعنی همین  <br />
 <br />
ناگهان آن پیرزن از جا پرید<br />
 <br />
از ته دل جیغ ناجوری کشید<br />
 <br />
داد زد الاف بودن تا به کی<br />
 <br />
هی به فکر داف بودن تا به کی<br />
 <br />
یک کم آدم باش این هیزی بس است<br />
 <br />
داستان گربه و دیزی بس است<br />
 <br />
 مردکِ  کم جنبه ی بی چشم و رو<br />
 <br />
تو غلط کردی به من گفتی هلو</div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.behshahriha.ir/forumdisplay.php?51-طنز-و-سرگرمی">طنز و سرگرمی</category>
			<dc:creator>fati topoli</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.behshahriha.ir/showthread.php?7465-آفرین،-به-به،-هلو-یعنی-همین</guid>
		</item>
		<item>
			<title>مجلل ترین صندلی خطوط هوایی سنگاپور</title>
			<link>http://www.behshahriha.ir/showthread.php?7464-مجلل-ترین-صندلی-خطوط-هوایی-سنگاپور&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Fri, 27 Aug 2010 21:34:42 GMT</pubDate>
			<description>رقابت و تلاش خطوط هوایی در ایجاد مجلل ترین فضا برای مسافرین هم دیدنی است. حالا شرکت هواپیمایی سنگاپور بزرگترين و مجلل ترین مکان را برای مسافرانی که...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>رقابت و تلاش خطوط هوایی در ایجاد مجلل ترین فضا برای مسافرین هم دیدنی است. حالا شرکت هواپیمایی سنگاپور بزرگترين و مجلل ترین مکان را برای مسافرانی که پول برایشان اهمیتی ندارد ایجاد کرده است. <br />
<br />
 <br />
<br />
این کابین ویژه در خط تردد هوايی A380 سنگاپور که يکی از بزرگترين هواپيماهای مسافربری دنيااست در نظر گرفته شده. این فضا یک کابين دو لوکس کاملا مجزا از بقیه فضاهای هواپيما می باشد و به يک تخت خواب بسیار زيبا و راحت، یک صندلی دسته دار و سیستم مولتی مدیا داخلی و يک نمايشگر 23 اينچی مجهز است. <br />
<br />
در اين محیط لوکس و زيبا می توان به يک مجموعه شامل 700 عدد سی دی موزیک و 120 عدد فیلم دسترسی داشت. همچنین می توان از پنجره اين کابين بر فراز آسمان از چشم انداز زیبایی بهره مند شد. <br />
<br />
 مسافرانی که قصد تردد در خط هوايی سنگا پور- لندن را دارند می توانند با پرداخت 15000$ یکی از 12 کابین ویژه هواپيما را به خود اختصاص داده تا در هواپیما هم به جای خسته شدن، در مکانی مانند هتل باشند. گرچه جای یک خط اینترنت پر سرعت در این فضا واقعا خالی است. <br />
<br />
<br />
<div align="center"><img src="http://www.narenji.ir/images/stories/authors2/marzieh/load/mainseat_narenji_ir.jpg" border="0" alt="" /><br />
<br />
<img src="http://www.narenji.ir/images/stories/authors2/marzieh/load/seat1_narenji_ir.jpg" border="0" alt="" /><br />
<br />
<img src="http://www.narenji.ir/images/stories/authors2/marzieh/load/seat2_narenji_ir.jpg" border="0" alt="" /><br />
<br />
<img src="http://www.narenji.ir/images/stories/authors2/marzieh/load/seat3_narenji_ir.jpg" border="0" alt="" /><br />
<br />
<img src="http://www.narenji.ir/images/stories/authors2/marzieh/load/seat4_narenji_ir.jpg" border="0" alt="" /></div></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.behshahriha.ir/forumdisplay.php?44-تصاویر">تصاویر</category>
			<dc:creator>Hamed</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.behshahriha.ir/showthread.php?7464-مجلل-ترین-صندلی-خطوط-هوایی-سنگاپور</guid>
		</item>
		<item>
			<title>آینده روزنامه: وعده دیدار با نمایشگرهای انعطاف پذیر جدید ال جی</title>
			<link>http://www.behshahriha.ir/showthread.php?7463-آینده-روزنامه-وعده-دیدار-با-نمایشگرهای-انعطاف-پذیر-جدید-ال-جی&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Fri, 27 Aug 2010 21:27:51 GMT</pubDate>
			<description>شرکت LG تا پایان امسال دو نمایشگر جدید را روانه بازار خواهد کرد. اما اینها مانیتور نیستند. آنها ساخته میشوند تا آینده مطبوعات چاپی باشند. یک ‪گا‬م...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>شرکت LG تا پایان امسال دو نمایشگر جدید را روانه بازار خواهد کرد. اما اینها مانیتور نیستند. آنها ساخته میشوند تا آینده مطبوعات چاپی باشند. یک ‪گا‬م بعد از کتابخوان های الکترونیک. ‏ <br />
‏ <br />
اگر چه کمپانی های مختلفی که تا کنون تصمیم به ساخت صفحات نمایشگر منعطف الکترونیکی داشته اند اما اکثر آنها به این نتیجه رسیدند که این کار ارزش صرف وقت و منابع را ندارد. اما ظاهراً کمپانی LG عقیده دیگری دارد. این کمپانی نه تنها ساخت این محصول را متوقف نکرده بلکه نوآوری هایی نیز در این زمینه دارد. از جمله در نظر دارد دو نوع محصول متفاوت را روانه بازار کند. ‏ <br />
‏ <br />
اولی نمایشگری ۹.۷ اینچی است که برجسته ترین خصوصیت آن پشتیبانی از رنگ است؛ شرکت ال جی یک واحد تحقیقاتی مستقل را برای اضافه کردن رنگ به صفحه های سیاه و سفید با فناوری E‪-‬Ink برپا کرده است و حالا به نظر میرسد که در مرحله تجاری کردن این فناوری است. این نمایشگر به احتمال زیاد نسل بعدی کتابخوان ها را هدف قرار خواهد داد. البته همه چیز بستگی به بازار تقاضای کتابخوان ها دارد. ‏ <br />
‏ <br />
اختراع دیگر این کمپانی نمایشگر یا به نوعی می توان گفت کاغذ الکترونیکی انعطاف پذیر ۱۹ اینچی (۴۰۰*۲۵۰ میلیمتر) با ضخامت ۰.۳ میلیمتر و ۱۳۰ گرم وزن است. این صفحه نمایش احتمالاً شبیه همان چیزی است که ژانویه امسال خبرهایی در مورد آن منتشر شد. اندازه این نمایشگر دقیقاً هم سایز یک صفحه روزنامه است و با در دست داشتن آن احساسی شبیه به داشتن یک روزنامه واقعی به شما دست خواهد داد. ‏ <br />
‏ <br />
<div align="center"><img src="http://www.narenji.ir/images/stories/authors2/aliasghar/2/lg-display-19-inch-e-ink.jpg" border="0" alt="" /></div><br />
در نگاه اول ممکن است این طور تصور شود که صفحه ای با این قد و قواره تا چه اندازه می تواند مورد استفاده قرار گیرد. اما اگر اینگونه بیاندیشیم که صفحاتی نظیر این با اندکی تغییر و با اضافه کردن ورودی لمسی و اجزای دیگر می تواند تبدیل به نسل جدید روزنامه ها گردد ماجرا کاملا فرق می کند. ‏ <br />
‏ <br />
متاسفانه زمان دقیق ورود این دو محصول به بازار به طور دقیق اعلام نشده ولی شرکت LG امیدوار است بتواند تا پایان سال ۲۰۱۰ آنها را روانه بازار کند. ‏</div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.behshahriha.ir/forumdisplay.php?41-اخبار">اخبار</category>
			<dc:creator>Hamed</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.behshahriha.ir/showthread.php?7463-آینده-روزنامه-وعده-دیدار-با-نمایشگرهای-انعطاف-پذیر-جدید-ال-جی</guid>
		</item>
		<item>
			<title>تعرفه‌هاي جديد اينترنت اعلام شد</title>
			<link>http://www.behshahriha.ir/showthread.php?7462-تعرفه‌هاي-جديد-اينترنت-اعلام-شد&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Fri, 27 Aug 2010 21:25:56 GMT</pubDate>
			<description>معاون صدور پروانه سازمان تنظيم مقررات با اشاره به ابلاغ مصوبه كاهش 20 درصدي قيمت اينترنت به شركت ارتباطات زيرساخت، گفت: با كاهش قيمت اينترنت از سوي...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>معاون صدور پروانه سازمان تنظيم مقررات با اشاره به ابلاغ مصوبه كاهش 20 درصدي قيمت اينترنت به شركت ارتباطات زيرساخت، گفت: با كاهش قيمت اينترنت از سوي زيرساخت، قيمت خرده‌فروشي مخابرات نيز كاهش پيدا مي‌كند. <br />
<br />
لطف‌الله سبوحي با اشاره به ابلاغ مصوبه تخفيف 20 درصدي پهناي باند، گفت: بر اساس مصوبه كميسيون تنظيم مقررات كساني كه مي‌خواهند از تخفيف استفاده كنند بايد مدارك خود مبني بر اينكه اين تخفيف را به چه نسبتي در خروجي سرويسي كه مي‌فروشند اعمال مي‌كنند، را به سازمان تنظيم ارائه كنند.<br />
<br />
وي ادامه داد: شركت‌هايي كه سرويس ارائه مي‌دهند تعرفه‌اي دارند و براي مثال مي‌گويند با اخذ اين تخفيف، x درصد قيمت نهايي خود را كاهش مي‌دهندكه مسلما 20 درصد نيست. وي تأكيد كرد: ميزان كاهش قيمت بايد با سازمان تنظيم هماهنگ شود و هر كسي كه از سوي سازمان تأييد شد، شركت زيرساخت به وي تخفيف مي‌دهد.<br />
<br />
معاون صدور پروانه و بررسي‌هاي فني سازمان تنظيم خاطر نشان كرد: اين مصوبه اواخر هفته گذشته ابلاغ شده و لازم است دستور‌العملي تهيه و به زيرساخت و مخابرات ابلاغ شود تا بر اساس آن گردش كار، تخفيف را ارائه كنند.<br />
<br />
وي در خصوص ابلاغ مصوبه تخفيف پهناي باند به مخابرات با تاكيد بر اينكه قيمت‌هاي توزيع را نيز كاهش داده‌ايم، گفت: با كاهش قيمت اينترنت از سوي زيرساخت، طبيعتاً قيمت خرده‌فروشي كه مخابرات انجام مي‌دهد نيز كاهش پيدا مي‌كند و مخابرات نيز در اين قضيه دخيل است.<br />
<br />
وي خاطر نشان كرد: در ابتدا تصميم داشتيم پس از تهيه دستور‌العمل مصوبه را ابلاغ كنيم كه در نهايت ابتدا مصوبه ابلاغ و سپس دستور‌العمل تهيه شد. <br />
<br />
بر اساس این گزارش ، پيش از اين نیز سازمان تنظيم مقررات اعلام كرده بود: مصوبه كاهش قيمت پهناي باند پس از تصويب در كميسيون تنظيم مقررات، بايد از سوي سازمان تنظيم ابلاغ ‌شود كه بر همين اساس مصوبه مذكور به منظور ابلاغ به معاونت صدور پروانه و بررسي‌هاي فني رگولاتوري ارسال شده بود و ابلاغ آن نيازمند مقدمات و هماهنگي‌هايي است.<br />
<br />
گفتنی است، جدول جدید نرخ اينترنت ،مصوب جلسه شماره 26 كميسيون تنظيم مقررات و ارتباطات به شرح زير كاهش و اصلاح شده است 0<br />
<br />
پهناي باند (بيت بر ثانيه) ضريب افزايش باتوجه به پهناي باند تعرفه (ريال) <br />
64 كيلو 1 برابر 64 كيلو 868000 <br />
128كيلو 2 برابر 64 كيلو 1736000 <br />
256 كيلو 3 برابر 64 كيلو 2604000 <br />
512 كيلو 5 برابر 64 كيلو 4340000 <br />
1024 كيلو 9 برابر 64 كيلو 7812000 <br />
2048 كيلو 16 برابر 64 كيلو 13888000 <br />
<br />
پهناي باند (بيت بر ثانيه) ضريب افزايش باتوجه به پهناي باند تعرفه (ريال) <br />
4 مگا 27 برابر 64 كيلو 23436000 <br />
8 مگا برابر 64 كيلو 39060000 <br />
20 مگا 91 برابر 64 كيلو 79988000 <br />
34 مگا 128 برابر 64 كيلو 111104000 <br />
100 مگا 330 برابر 64 كيلو 286440000 <br />
155 مگا 426 برابر 64 كيلو 369768000<br />
 <br />
tci</div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.behshahriha.ir/forumdisplay.php?41-اخبار">اخبار</category>
			<dc:creator>Hamed</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.behshahriha.ir/showthread.php?7462-تعرفه‌هاي-جديد-اينترنت-اعلام-شد</guid>
		</item>
	</channel>
</rss>
